بایگانی اردیبهشت, ۱۳۸۸

۲۴
اردیبهشت

نمارستاق

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  عکاسی، وب

فوتوبلاگ رو به روز کردم. این بار چندتایی عکس از سفرم به نمارستاق و آبشار دریوک گذاشتم. هر از گاهی به فهرست فوتوبلاگ سر بزنید تا از عکس‌های جدیدم دیدن کنید.

برچسب‌ها:

۱۸
اردیبهشت

جشنواره گل‌های لاله

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  عکاسی

هر سال در اردیبهشت، توی کیلومتر ۵۸ جاده چالوس (نزدیک گچسر) جشنواره‌ای به اسم جشنوارهٔ گل‌های لاله برگزار می‌شه. شرکتی به اسم «مهد لاله» متولی تهیهٔ گل‌ها و اجرای جشنواره‌است. امسال، به مدد یادآوری یکی از بستگان من در یازدهمین جشنوارهٔ گل‌های لاله شرکت کردم و تعداد زیادی عکس گرفتم. خوشبختانه هوا کاملاً آفتابی بود و هر چقدر هم که زوم می‌کردی، این قدر سرعت شاتر بالا بود که عکس‌ها محو نشن. (البته شایدم بدبختانه، چون پوستم حسابی سوخت و جای ساعتم روی دستم بد جوری نمایانه!)

جشنوارهٔ گل لاله

جشنوارهٔ گل لاله

این ماجرا باعث شد که من بالاخره فوتوبلاگم رو افتتاح کنم! البته فوتوبلاگم هنوز خیلی جوانه و چند تا ویژگی دیگه هست که باید در هفتهٔ آینده اضافه کنم. فعلاً فقط چند تا از عکس‌هاس جشنواره رو فرصت کردم بذارم توش. امیدوارم دوست داشته باشید.

پ.ن: موقتاً تا وقتی این مشکل رو رفع کنم، برای دیدن عکس‌های قدیمی‌تر (عکسی که اول همه می‌بینید جدیدترین عکسه) از previous استفاده کنید و اگر با زدن previous عکس عوض نشد، بدانید که تموم عکس‌های موجود رو دیدید!

برچسب‌ها: ،

۱۶
اردیبهشت

مهدی کروب!

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  موسیقی

اول خبر رسید که مهدی کروبی رفتی در یک مجلسی مشمتل بر هنرمندان عرصه موسیقی و ساسان حیدری (معروف به ساسی مانکن) هم در اون مجلس بوده. بعداً هم اس‌ام‌اس‌هاش رسید که من بعد اول آهنگ‌های «برادر مانکن»، به جای «ساسی مانکن … حسین مخته …» می‌شنویم «ساسی مانکن … مهدی کروب …»! و بعد شوخی شوخی جدی شد: ترانه انتخاباتی ساسی مانکن برای کروبی

به کسی که مرحلهٔ بعد رو پیش‌بینی کنه جایزه‌ای تعلق می‌گیره!

برچسب‌ها: ، ، ،

۱۴
اردیبهشت

فرکتال

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  سرگرمی

دونه‌های برف یک جورهایی فرکتال هستن

دونه‌های برف یک جورهایی فرکتال هستن

فرکتال (که به فارسی «برخال» ترجمه کردنش) ساختاریه که هر جزئش با کلش متشابه هستش. از دید ریاضی فرکتال‌ها توابعی هستن که پیوسته هستن ولی مشتق‌پذیر نیستن. از دید منی که ریاضی نمی‌فهمم هم فراکتال‌ها شکل‌های هستن که اگر با میکروسکوپ هزار برابر بزرگشون کنی، باز همون اجزای اولیه رو توشون می‌بینی!

با این مقدمه، وقتشه که ۳۵ فرکتال زیبا ببینید!

برچسب‌ها:

۱۱
اردیبهشت

بیژن ترقی

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  موسیقی

بیژن ترقی از دنیا رفت! خبر به همین سادگی و همین تلخی بود. و البته مثل همیشه، با کم‌ترین توجه از طرف رسانه‌ها، به دست فراموشی سپرده شد.

ترقی هم‌محله‌ای ما بود. خیلی از شعرهاش رو همهٔ ما بارها شنیدیم و حتی دست جمعی خوندیم! از «بهار دلنشین» تا «برگ خزان» و از «می زده» تا «آتش کاروان». این آخری ماجرای جالبی داره. ترقی و علی تجویدی که با هم رفت و آمد خانوادگی داشتن، یک بار می‌رن پیک نیک و موقع برگشت که آتیش رو خاموش می‌کردن، ترقی یه دفعه بیت اول به ذهنش می‌رسه که «آتشی ز کاروان جدا مانده — این نشان ز کاروان به جا مانده» و خلاصه امر این که تا برسن خونه هم شعر کامل شده بوده و هم آهنگش تنظیم شده بوده! (تو کتاب «از پشت دیوارهای خاطره» این ماجرا به تفصیل نوشته شده)

هر بار که یکی از هنرمندهای بزرگ ما از دنیا می‌ره من یاد یک بیت شعر می‌افتم. یه فروشگاه لوازم موسیقی بود که صاحبش داده بود روی یه دف براش این شعر رو با خط شکسته نستعلیق نوشته بودن:

«کاشکی اهل هنر را این گروه مرده دوست — در زمان زنده بودن مرده می‌پنداشتند»

برچسب‌ها: ،

۹
اردیبهشت

اینترنت پر سرعت

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  رایانه، وب

(منابعی که لینک دادم اکثراً منبع اصلی نیستند و مطلب رو کپی کردند؛ با این حال، متنشون درسته و قابل اعتماده)

چند وقته که وقتی اخبار مربوط به اینترنت پر سرعت در ایران رو می‌خونم فقط گیج می‌شم. مثلاً ما بالاخره نفهمیدیم مخابرات از اول هم با اینترنت پر سرعت مخالف بود یا این که نبود و حتی عدم ارائه اینترنت پر سرعت از طرف مخابرات اشتباه بود؟

یا زمانی که تازه حرفش در اومده بود که اینترنت خانگی رو به ۱۲۸ کیلو بیت در ثانیه (دقت دارید که کیلو بیت یعنی یک هشتم کیلو بایت) محدود کنن، یکی از نماینده‌های مجلس گفت که بعد از شب‌های قدر جلسه‌ای خواهند گذاشت و جلوی این بخشنامه رو می‌گیرن. من نفهمیدم اون سال چرا شب قدر نداشت!

چند روز پیش هم که گفتن به دلیل تعمیر کابل زیردریایی جنوب، اینترنت به مدت سه روز مختل خواهد شد ما نفهمیدیم که چطور تعمیر کابل فقط روی بخش وب اثر داشت و روی بخش صدا (VoIP یا همون تلفن‌های اینترنتی) بی‌اثر بود؟ و نفهمیدیم که چطور شد که عدل توی همین سه روز دسترسی به خیلی سایت‌های دیگه بسته شد؟!

حساب کتاب اشتراک اینترنت هم که گاهی واقعاً عقل از سرم می‌پرونه. این نمونه رو جون من تا ته بخونید! خیلی خداست!

حالا اگر بگم که سرعت اینترنت خونه بغلی یکی از بستگان در یکی از شهرهای کوچیک هلند، از کل پهنای باند دانشگاه تهران بیشتر بود، به نظر کاملاً عادی می‌آد، نه؟

برچسب‌ها: ، ،

۷
اردیبهشت

نوشابه‌ای برای خودم

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  رایانه

به این وسیله ارتقای اینترنت پیزوری منزل از ۲ کیلوبایت در ثانیه به حوالی ۱۴ کیلوبایت در ثانیه را تبریک گفته و از خداوند منان افزایش ۷ برابری سرعت برای بار دوم را مسئلت می‌نماییم!

برچسب‌ها: ،

۶
اردیبهشت

خیابان هشتم

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  هر چیز دیگر

دریان نو

نقشهٔ خیابان‌های منطقهٔ دریان نو

توی فیلم مارمولک یه جا هست که رضا مارمولک دنبال یه کوچه می‌گرده و بعد از این که در یه خونهٔ اشتباه رو می‌زنه بالاخره می‌فهمه که ترتیب کوچه‌ها «دوم .. سوم .. چهارم» نیست، یه چیزیه تو مایه‌های «دوم .. چهارم .. شهید فلانی .. سوم». دیروز فهمیدم که این قضیه یه شوخی ساختهٔ ذهن نویسنده فیلمنامه نیست!! تو محلهٔ دریان‌نو یه کاری داشتم؛ ترتیب خیابون‌ها این جوری بود: هشتم، ششم، شهید فلانی، یکم! بعد جالب این که یه سری هم خیابون بود به اسم‌های دهم و یازدهم و پنجم که همه با خیابون هشتم تقاطع داشتن! خیلی سعی کردم فلسفهٔ شماره‌گذاری رو بفهمم اما توفیق حاصل نشد!

راستی، عکس رو با استفاده از نقشهٔ تهران سایت کتاب اول درست کردم.

برچسب‌ها: ، ،

۱
اردیبهشت

اخراجی‌ها ۲

  نوشته شده توسط  نیشگون   در دستهٔ  سینما

بر خلاف «اخراجی‌ها» که در جشنوارهٔ فجر دیدمش (و برای دیدن آن سه ساعت در صف ماندم و سه ساعت و نیم در سینما)، «اخراجی‌ها ۲» را بعد از این که آب‌ها از آسیاب افتاد دیدم. تا همین اواخر هم می‌شنیدم که بعضی سینماها سانس‌های اضافه برای این فیلم گذاشته‌اند (در تعطیلات نوروز سانس ۲-۴ صبح هم داشتند) و ملت آخر فیلم با صدای «ای ایران» می‌ایستند و هم‌صدا آن را می‌خوانند. دلم نمی‌خواست فیلم را در شرایطی ببینم که روی ذهنیتم دربارهٔ آن تاثیر یگذارد.

تا الان که «اخراجی‌ها ۲» رکورد فروش در هفتهٔ اول و ماه اول نمایش را شکسته. البته هنوز رکورد پرفروش‌ترین فیلم ایران (از نظر تعداد بلیط) با اختلاف زیادی در دست فیلم «کلاه قرمزی و سروناز» است! با این حال میلیاردها تومان فروش این فیلم هم اهمیت زیادی دارد.

«اخراجی‌ها ۲» از خیلی جهات فیلم رقت‌باری است. جلوه‌های ویژهٔ کامپیوتری‌اش از همان دقایق اول توی ذوق می‌زند؛ وقتی که ابرهایی از خاک و دود را می‌بینی (ناشی از مثلاً انفجار خمپاره) که هم از محیط اطراف کنتراست بیشتری دارند و هم سایه ندارند! گاف‌های فیلم زیادند؛ از گاف‌های آبرومند مثل تغییر مدل مو یا لباس یک بازیگر در یک سکانس بگیرید تا سوتی‌هایی مثل صدای شلیک مسلسل بدون تولید دود یا پرتاب شدن پوکه (و حتی در بسیاری موارد، بدون فشرده شدن ماشه!)

بسیاری از بازیگران نقش قبلی خود را صرفاً تکرار کرده‌اند. گل سر سبدش اکبر عبدی، که حتی شوخی‌های کلامی و بدنی‌اش هم تکراری هستند. کامبیز دیرباز که این بار در نقش «رسول» آمده، به همراه آن عده از اسرا که نقش ستون پنجم را دارند، دیالوگ‌هایی می‌پرانند که از زمان فردین و بهروز وثوقی به این طرف در سینمای ایران کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آقای هواپیماربا هم که شخصیت بسیار ناپخته‌ای است که انگار فقط برای این توی فیلم آمده که ضایع شود؛ جالب این که همان اواسط کار می‌توانی حدس بزنی که قرار است چطوری و توسط چه کسی ضایع شود! الباقی بازیگرها هم که با این سبک انتخاب آقای کارگردان انتظار زیادی نباید ازشان داشت.

با این همه، در این قحطی فیلم‌های کمدی بعضی از صحنه‌های «اخراجی‌ها ۲» ارزش یکبار دیدن را دارند؛ مثلاً حرکتی که ارژنگ امیرفضلی درون دروازه فوتبال می‌کند یا بعضی از بازی‌های جواد رضویان (که اندکی از نقش‌های همیشگی‌اش فاصله گرفته‌است).

«اخراجی‌ها ۲» همان ایرادهایی را دارد که نسخه قبلی‌اش داشت، و همان سوال‌هایی را در ذهن سینمادوستان ایجاد می‌کند که آن زمان از خود می‌پرسیدند. از این که چرا هیچ کس دیگری نمی‌تواند مجوز ساخت فیلمی با این اندازه از شوخی‌های آن‌چنانی (به خصوص در مورد قشر رزمنده که حساسیت زیادی رویشان هست) را بگیرد، تا این که چقدر فضای فیلم با واقعیت فضای جبهه شباهت دارد یا این که آیا دیدگاهی که کارگردان در لابه‌لای فیلمش به خورد بیننده می‌دهد (راجع به ایران، راجع به جبهه و راجع به عراق) چقدر درست است (به هر حال، باید قبول کرد که مخاطبان این فیلم به طور قابل پیش‌بینی زیاد بوده‌اند و تصویری که این فیلم به آن‌ها منتقل می‌کند از اهمیت بالایی برخوردار است).

دیدن فیلم را به مادر پدرهای پیری که به دلایل مختلف احساس افسردگی می‌کنند توصیه می‌کنم!

برچسب‌ها: ، ، ،