نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ رایانه
مطلبی راجع به ایجاد یک پارتیشن رمزگذاری شده در ویندوز خوندم که به نظرم جالب اومد. با توجه به این که کلاً امنیت ویندوز خیلی پایینه، و روز به روز هم بر تعداد افرادی که اطلاعات مهمی روی کامپیوترشون دارن افزوده میشه، خوبه که این جور چیزها رو همه به هم یاد بدیم و در بحث امنیت خودمون رو آماده کنیم.
برچسبها: امنیت، پارتیشن
بازی این هفته اسمش eRepublik هست. «جمهوری مجازی» یک دنیای مجازی داره که توش کشورها تعریف شدن و آدمها میرن عضو میشن و توی اون کشور به عنوان یک شهروند زندگی میکنن. کمترین کاری که میشه کرد اینه که روزی یک بار غذا بخوری (که از گشنگی نمیری) و سر کارت بری (که پول غذا رو در بیاری) و اینها روی هم چند تا کلیک لازم داره که به پنج دقیقه هم نمیرسه. اما لطف بازی به کارهای بیشتریه که میشه کرد.
سیاست در این بازی کاملاً حقیقیه. هر کس میتونه تلاش کنه تا نماینده مجلس یا رییس جمهور بشه. یا در حذبی عضو شه و توش تاثیر بگذاره. مفاهیم اساسی سیاست مثل معاهدهها و اتحاد وغیره کاملاً توی بازی وجود دارن و تجربه میشن.
اقتصاد هم در این بازی وجود داره. شما میتونید بعد از کسب شرایط لازم و با صرف پول مجازی کارخونه بزنید و تولیداتی داشته باشید. مثل دنیای واقعی، شما باید به کارگرها (که اعضای دیگه بازی هستن) حقوق بدید، مواد اولیه رو بخرید، برای محصولتون قیمت تعیین کنید و در بازار آزاد رقابت کنید. حتی بازار سیاه هم وجود داره! مفاهیمی مثل ارزش پول و تورم کاملاً در بازی تجربه میشن و اتفاقاً یکی از خوبیهای بازی همینه که این چیزها رو میتونی به درستی درک کنی و عوامل موثر روی هر کدوم رو بفهمی.
الان دنیای بازی حدوداً هفتصد روز ازش میگذره. بعضی کشورها توی این مدت توی جنگها شکست خوردن و توسط کشور دیگهای حذف شدن (مثل کره که توسط ایران کاملاً فتح شده) و بعضی هم در تکاپوی قدرت هستن. این آخریها آمریکا (در واقع eUSA) نیروهایی به داخل ایران (در واقع eIran) فرستاده بود و احتمال داده میشد که آمریکا بخواد توی ایران انقلاب راه بندازه! همین هم شد و در سری اول سه انقلاب راه انداختن که نتیجهاش این بود که دو تا از مناطق حفظ شد اما یکیاش دست رفت (برگشت دست هندیها). یا مثلاً مجلس ایران پیشنهاد افزایش مالیات آهن رو بررسی کرد (که البته رد شد) و بحث این بود که کارخونههای اسلحهسازی با افزایش مالیات آهن ضرر میکنن و در شرایط جنگ ممکنه قیمت رو بالا ببرن و این به ضرر دولت ایران تموم بشه.
به طور خلاصه eRepublik هم یک بازی استراتژیک آنلاین هست و هم یک شبکه اجتماعی. الان چیزی حدود هشت هزار نفر با ملیت eIran توی این بازی هستن و ایران از نظر قدرت کشور یازدهمه.
برچسبها: استراتژی، اقتصاد، eRepublik، بازی
نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ سرگرمی
بعد از مدتها، یه ای-میل به من فوروارد شد که چاخان نبود! موضوع ای-میل بارکد بود.
اگر چه کاربرد اصلی بارکد (یا رمزمیله) اینه که کنترل محصولات تسریع بشه، و اگر چه امروز تکنولوژیهای جدیدتر مثل RFID دارن جای اون رو میگیرن، اما یکی از کاربردهای جانبی بارکد میتونه این باشه که بفهمیم یک محصول تولید کجاست! سه رقم دست چپ بارکد، کد کشور تولید کننده هستن! کد ایران ۶۲۶ هست و فهرستی از کد کشورها در بارکدها وجود داره که میتونید ببینید.
من که به شدت وسواسی شدم و افترشیو و خمیردندون و … رو به سرعت چک کردم! شما رو نمیدونم!
برچسبها: بارکد، رمزمیله، کد کشور
بازیهای هفته ادامه دارن! از الان مال هفته بعد رو هم آماده دارم!

نمایی از بازی «گردش آرمادیلو»
بازی این هفته اسمش Armadillo Run هست. بازی رایگان نیست اما خوب … خودتون بهتر میدونید!! ماجرا اینه که شما یک آرمادیلو دارید که خودش رو گوله کرده (و مثل یک توپ بستکتبال زردرنگ شده) و باید اون رو با قل دادن به یک مقصد برسونید؛ مقصد یک دایره بزرگتر آبی رنگه و آرمادیلو باید پنج ثانیه توی این دایره باشه تا برنده بشید.
بازی مراحل مختلفی داره و شما در هر مرحله با یک بودجه محدود باید وسایلی از قبیل طناب، پارچه، میله فلزی، صفحه فلزی و غیره رو استفاده کنید تا مسیر رسیدن آرمادیلو به مقصد رو مهیا کنید. بدیهیه که بهترین راه حل، ارزونترین راه حله!
نکته مثبت بازی اینه که هر کدوم از وسایلی که گفتم، خواص فیزیکی خودشون رو دارن. یعنی مثلاً میلهها وزن دارن بنا بر این اگر یک سازه عظیم بسازید در اثر جاذبه میشکنه و میریزه. یا مثلاً طناب تحمل کشش محدودی داره و کشش زیاد روی آن (مثل در اثر وزن بالا، یا گشتاور یک جسم متحرک یا …) باعث میشه که پاره بشه.
نکته منفی بازی اینه که در بیشتر مراحل، راه حلهای خفنی وجود دارن که نه بر اساس خواص فیزیکی بالا، که بر اساس یک باگ نرمافزاری ایجاد شدن. این باگ به این صورته که اگر دو تا میله رو کنار هم جوری بگذارید که از یک ور به هم وصل باشن اما از طرف دیگه جدا باشن و سرهای جدا روی هم منطبق باشن، این دو تا سر جدا چون از دید نرمافزار توی یک صفحه هستن یک نیرو شدید تولید میکنن و از هم به صورت جهشی دور میشن و مهار این نیرو میتونه به ایجاد سازههایی منجر بشه که دایم میچرخن (که از دید فیزیک واقعی غیر ممکنه). بازیکنها به این خاصیت میگن force و ازاین نیرو در راهحلهای خفن استفاده میکنن. مثلاً با صرف مبلغ خیلی کمی یک چیزی مثل منجیق میسازن که آرمادیلو رو پرت میکنه یک جای دیگه!
با وجود این، بازی حداقل برای مدتی میتونه سرگرم کننده باشه! به علاوه برخی مرحلهها راه حلهایی کاملاً فیزیکی دارن! مثلاً توی یکی از مرحلهها آرمادیلو صرفاً از ارتفاع روی یه پارچهای میافته و پارهاش میکنه. پارچه جوریه که اگر پاره نشه آرمادیلو رو توی دایره آبی نگه میداره. ارزونترین راه حل خیلی سادهاست: یک نخ به جای مناسب در پارچه وصل میکنی و بخشی از تکانهای که آرمادیلو با ضربهاش به پارچه منتقل میکنه، به این نخ منتقل میشه در نتیجه پارچه سالم میمونه!
جالبه بدونید که «گردش آرمادیلو» مسابقه هم داره و عدهای توش رقابت میکنن! این آخر هفته شاید بد نباشه که حداقل نسخهٔ نمایشی بازی (demo) رو یک امتحانی بکنید.
برچسبها: بازی، گردش آرمادیلو
نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ رایانه، وب
پینگلیش، فارگلیسی یا هر اسم دیگهای که روش بگذارید، روشی بوده که عموماً توسط تنبلهایی استفاده میشده که حوصله یاد گرفتن تایپ فارسی یا نصب امکانات زبان روی کامپیوتر رو نداشتن! اما به نظر میآد که دیگه کمتر متنهای پینگلیش رو خواهیم دید!
مدتی قبل سرویس بهنویس درست شد که با استفاده از اون متنی که به پینگلیش نوشته بودی رو میتونستی به فارسی تبدیل کنی و بعد ببری تو جای مناسب استفاده کنی! اخیراً گوگل هم در خدمات نویسهگردانی (transliteration) خودش امکان تبدیل پینگلیش به فارسی رو اضافه کرد. اما هر دوی اینها یک ایراد کوچولو داشت: باید میرفتی تو یه سایت دیگه و متن رو فارسی میکردی بعد میآوردی توی سایت اصلی میچسبوندی (paste) و این با اصل اولی که گفتیم (تنبلی پینگلیش نویسان) سازگار نبود!
حالا خبر رسیده که با نصب یک افزونه در وردپرس، میشه این خدمات گوگل رو به وبلاگ آورد! معنیاش اینه که توی کامنتهای وبلاگ، میتونی پینگلیش بنویسی و همونجا تبدیل به فارسی کنی و استفاده کنیاش! دیگه از این بهتر؟!
برچسبها: بهنویس، پینگلیش، فارسی، گوگل، نویسهگردانی
امروز دو تا نوشته میذارم! …
دیروز مراسم فارغالتحصیلی ما بود. همه چیز نستالژیک بود. از خوندن نوشته استادی توی دفترچه یادبود که همون گفتههای همیشگی رو برامون نوشته بود (مثل «هر آدم عاقلی در زندگیاش بارها حماقت کردهاست») تا فیلمها و عکسهای مراحل مختلف زندگی دانشجویی که به صورت کلیپ پخش شد. و حالا من هستم و این احساس که با دوستام خوب خداحافظی نکردم … و این فکر که چه وقت قراره دوباره ببینمشون.
میدونید، وقتی دوستی میره آدم دلش میگیره اما زود عادت میکنه. اما وقتی احساس میکنی که دوستات هستن و این تویی که داری میری، تحملش خیلی سخت میشه … و من میدونم که این احساس غلطه، ومیدونم که دو روز دیگه احساس امروز رو نخواهم داشت … اما این احساس غلط برام آموزندهاست. پس باز هم این رو مینویسم، برای خودم، تا یادم باشه که امروز چه حسی داشتم….
راستی، چند نفر از شما تو وبلاگتون مطلبی مینویسید به این امید که در سن شصت سالگی دوباره ورقش بزنید و یاد یه حس قدیمی بیفتید؟
برچسبها: خداحافظی، دلتنگی، فارغ التحصیلی
نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ رایانه
خبر رسید که نزدیک ۱۰۰۰۰ تا اکانت هاتمیل پسورشون لو رفته! گفته شد که اکثر پسوردها به روش phishing یا همون ماحیگیری (که قبلاً راجع بهش نوشته بودم) لو رفتن! خبر تکمیلی این بود که تعدادی اکانت جی-میل و یاهو و غیره هم قربانی شدن! اما … چیزی که من رو حرص داد این بود: نگاهی به رمزهای عبور لو رفته
خیلی از قربانیها، پسوردشون ۱۲۳۴۵۶ بوده! یعنی حتی حاضر نشدن یک ذره آی کیو خرج کنن! فقط ۶ درصد پسوردها ترکیبی بوده که تازه خود ترکیبی بودن هم به تنهایی کفایت نمیکنه. رمز باید ترکیبی باشه (تا با برنامههای کامپیوتری که کلمههای دیکشنری و اعداد متداول رو چک میکنن هک نشیم) و در عین حال قابل حدس زدن نباشه (خیلی از دوستام پسوردشون ترکیب اسم و شماره شناسنامه یا تاریخ تولد یا شماره دانشجوییه … نپرسین از کجا میدونم!)
اگر ارائه بلیط نشانهٔ شخصیت شماست (!)، انتخاب پسورد هم نشانهٔ هوش شماست!
برچسبها: امنیت، پسورد، گذرواژه، ماحیگیری
نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ رایانه، وب
اخیراً نصف سهام مخابرات به سلامتی در بورس فروخته شد … که البته کمپلت توسط یه شرکت خریداری شد. سر این خرید و فروش حرف و حدیث زیاده و عدهای معتقدن که «خصوصیسازی» به معنی واقعیاش اتفاق نیفتاده و فقط از این جیب به اون جیب بین قسمتهای مختلف دولتی صورت گرفته.
من از این چیزا خیلی سر در نمیآرم اما میدونم که از یکماه پیش هر وقت شماره ۱۱۸ رو گرفتم یه بوق عجیبی (مثل بوق اشغال ولی تندتر) میزنه و هیچ وقت ۱۱۸ کار نمیکنه. اس ام اس هر وقت دلش بخواد میره و هر وقت نخواد نمیره. به خصوص، بعضی متنهای طولانی هیچ رقمه send نمیشه! از دیروز هم که اینترنت خیلی جالب شده! سایتهایی که سرورشون توی ایران باشه (مثل دانشگاهها) باز میشن اما سایتهای خارجی (حتی پرسرعتترینهاشون مثل گوگل) بگیر نگیر دارن! یه بار باز میشن اما دو دقیقه بعد صفحه timeout میشه!
امروز برای کاری زنگ زدم به یکی از شرکتهای اینترنتی. تلفن گویاشون بعد از سلام و احوالپرسی (!) برگشت گفت اینترنت از طرف مخابرات مشکل پیدا کرده و داریم تلاش میکنیم درستش کنیم … یعنی اگر سوالتون اینه دیگه بیخود وقت ما رو نگیرید! الغرض، امیدوارم که این خصوصیبازی (بر وزن خصوصیسازی!) برای کاربرها، اگر تاثیر مثبتی نداره تاثیر منفی هم نداشته باشه.
برچسبها: اینترنت، خصوصیسازی، سهام، مخابرات
نوشته شده توسط نیشگون در دستهٔ سرگرمی

Mojito, by Julian Hakes
تصویری که ملاحظه میفرمایید مربوط به یک لنگه کفشه! تعجب نکنید! دوباره نگاه کنید! با یک کفش پاشنه بلند طرف هستید!
اسم این کفش موجیتو و اسم طراحش هم جولیان هیکس هستش. جولیان که یک آرشیتکت ساکن لندنه، وقتی داشته به این فکر میکرده که چرا برای کفش ها «کف» میسازن، تصمیم میگیریه که یک کفش بدون کف اختراع کنه! جنس کفش فیبرهای کربنه که در سمت خارج اون لاستیک تعبیه شده (جایی که به زمین میچسبه) و در سمت داخل (جایی که به پا میچسبه) چرم کار شده! جزئیات بیشتر رو اینجا بخونید!
برچسبها: طراحی صنعتی، کفش
سرگرمی این هفته «بیست سوالی» هستش! سایت اکیناتور یک سایت بیست سوالی جالبه. شما اول یک شخصیت رو در ذهنتون در نظر میگیرید، بعد اون بیست تا سوال میپرسه و حدس میزنه که چه کسی مد نظرتون بوده. من یه بار «لوئی پاستور» رو در نظر گرفتم و درست فهمید! بار بعدی «رافائل» نقاش رو در نظر گرفتم اما سوال بیستمش «میکلآنژ» بود، که خوب خیلی دور نبود (به هر حال معاصر هم بودن و حتی خود من هم نمیتونم نقاشیهاشون رو از هم افتراق بدم). از اونجا که فهمیدم شخصیتهای داستانی رو هم قبول میکنه، بار سوم «هرمایونی گرینجر» (دوست هری پاتر) رو در نظر گرفتم که سوال سادهای بود و درست تشخیص داد! در قدم بعدی حضرت مسیح رو خیلی خوب حدس زد. بعد «سیمون دو بوار» رو در نظر گرفتم و جالبه که تعداد سوالهایی که به نظر من مرتبط بود خیلی کم بود اما درست جواب داد!
اگر سر زدید و دیدید که سوال نمیپرسه بدونید به علت ف.ی.ل.تِ.ر.ی.ن.گ ایران هستش. با ابزار مناسب، دوباره به سایت سر بزنید تا سوال و جواب بشید و بعد هم شگفت زده بشید!
برچسبها: بازی، بیست سوالی، سرگرمی