وبنوشتهای فارسی
حالا که بحث در مورد وبنوشت (معادل فرهنگستانی واژهٔ weblog) و جنبش وبنوشتهای فارسی پیش اومده، بد نیست که راجع به همین موضوع کمی اطلاعاتمون رو زیادتر کنیم. من سعی میکنم که در این نوشته (و دنبالههای احتمالی اون) تا جایی که میتونم ادعاهایی رو ارائه کنم که پشتشون مدرک (حتی ضعیف) وجود داشته باشه.
اولین وبنوشت فارسی متعلق به شخصی بوده به نام «سلمان جزیری» (منبع از نوع کپی) که در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ اولین نوشتهها رو راجع به خود «وبلاگ» نوشت. اما این وبنوشت به جز اولین بودن افتخار زیادی کسب نکرد. مدتی بعد (اول مهر ۱۳۸۰) «حسین درخشان» (که در دنیای وب به hoder — مخفف اسم و فامیلش — معروف هست) وبنوشتی ساخت که نهایتاً به اسم «سردبیر:خودم» منتشر شد (همان منبع) و بر خلاف قبلی، موفقیت زیادی هم کسب کرد. منتها حسین درخشان (که میشه گفت هنوز هم در وبنوشت نویسی فارسی اسطورهای محسوب میشه) کم کم گرایشهای سیاسی پیدا کرد و وبنوشت «حودر» هم فیلتر شد.
از اون زمان تا حالا رشد وبنوشتها در ایران خیلی چشمگیر بوده. آماری دقیقی از تعداد وبنوشتهای فارسی موجود نیست (اینجا بخونید که چرا آمارهای موجود معتبر نیستن) اما به فرض این که تعداد ۶۰٬۰۰۰ درست باشه، میشه گفت که تعداد وبنوشتهای فارسی به مراتب بیشتر از تعداد وبگاههای فارسی هست. («وبگاه» ترجمهٔ فارسی website هستش). حتی (بر اساس همون آمارهای مشکوک) گفته میشه که ایران چهارمین کشور از نظر تعداد وبنوشت هست (منبع). (فراموش نکنیم که زمانی ادعا میشد که ایران از جهت جستجوهای بیتربیتی در دنیا چهارمه (منبع، منبع، کپی دومی) اگر چه الان به نظر میرسه که با تقویت سیستم فیلترینگ، وضعیت تغییر کرده باشه که در این نمودار هم دیده میشه).
این قضیه مورد توجه غیر ایرانیها هم هست، به طوری که دو نفر از دانشگاه هاروارد چند وقت پیش تحقیقاتی روی شبکهٔ اجتماعی وبنوشت نویسان ایرانی انجام دادن (خبر) و یک تقسیمبندیای هم ارائه کردن و تحلیلهایی هم ارائه کردن (منبع از نوع کپی) (اصل تحقیق).
سرویسهای متعددی در اینترنت تولید شدن که امکان راهاندازی یک وبنوشت به طور رایگان رو فراهم کردن. با توجه به تفاوتهایی که زبان فارسی با بیشتر زبانهای دنیا داره (در درجهٔ اول، «راست به چپ» بودن)، بعضی از این سرویسها امکانات لازم رو برای این دسته از کاربرهای اینترنت فراهم کردن (نمونهاش همین «وردپرس» که من باهاش کار میکنم). از طرف دیگه، یک سری سرویس اختصاصی هم برای فارسی زبانها وجود داره، مثل پرشینبلاگ (که اولین در نوع خودش بوده طبق این منبع)، بلاگفا، میهنبلاگ و غیره. رایگان بودن این سرویسها و امکان ثبت وبنوشت بدون احراز هویت نویسنده، باعث شده که رشد زیادی داشته باشن.
چند مشکل اساسی در وبنوشتهای فارسی وجود داره: یکیاش حالت بزن دررویی مطالب هست. مثلاً یک نفر میآد، یک وبلاگ ثبت میکنه، چند تا مطلب پاستوریزه مینویسه که از اول نبندنش، چند تا لینک مبادله میکنه که دیده بشه، بعد یه سری مطلب به اصطلاح غیر مجاز میگذاره و تا زمانی که بسته نشده ادامه میده! وقتی بسته شد هم از اول شروع میکنه! موضوع متداول این وبلاگها عکسهای غیرمجاز، داستانهای بیتربیتی، اطلاعات فیلترشکن و … است.
مشکل قبلی رو شاید بشه به محدودیتهایی که در فضای وب و فضای جامعه در ایران وجود داره نسبت بدیم یا هر چیز دیگه. اما مشکل دوم، جداً از شخصیت و فرهنگ ما ناشی میشه: کپی کشی غیر مجاز! من میآم کلی وقت میذارم تا این مطلب رو بنویسم، اما بعد از یک ماه میبینم که سه تا وبنوشت دیگه هم عین همین مطلب رو دارن! جالب این که (به قول اون دوست ایرانیمون «thanks to technology»!!) با دو سه تا کلیک، تاریخ درج مطلب تو وبنوشت خودشون رو از مال من هم عقبتر میبرن و مدعی میشن که من از اونا کپی کشیدم!
این فرهنگ که وقتی متنی به نظرتون جالب اومد بهش link بدین اصلاً جا نیفتاده. در واقع، نویسنده به جای این که خودش مطلب جالبی بنویسه تا تعداد بازدیدکنندههاش رو بالا ببره، مطلب یک نفر دیگه رو کپی میکنه و به خیال خودش یک تیر و دو نشون میزنه: هم تعداد بازدیدکنندههای خودش را بالا میبره (به خاطر جالبی مطلب) هم تعداد بازدیدکنندههای نفر اصلی رو کم میکنه (رقابت از نوع ایرانی!) و لابد اختلاف طبقاتی بین تعداد بازدیدکنندهها کم میشه!
حتی این کار رو هم نمیکنن که به اصل مطلب link (به فارسی: «پیوند») بدن و تحلیل خودشون رو ازش بنویسن؛ عین مطلب رو کپی میکنن! اثبات کنم؟ ببینید بالا و پایین همین مطلب، چند جا من منابعی که کپی بودن رو علامت گذاری کردم! جالبه بودنید که حتی وبنوشتهای معروفی مثل «یک پزشک» هم کپیکاری میکنن!
حالا به فرض که ادعای من درست باشه، آیا این قضیه محصور به وبنوشتهای فارسی هست؟ جواب این سوال خیلی سخته. وبنوشتهای فارسی رو نمیشه با زبونهای دیگه (و طبیعتاً فرهنگهای دیگه) مقایسه کرد (دلیل). تازه با دستگری یک ایرانی متهم به هرزهنگاری کودکان در وبگاههای خارجی (منبع، کپی) قضیه پیچیدهتر شده و چه بسا وبنوشتهای انگلیسی منکراتی هم کلاً کار ایرانیها باشن!!
در مورد کپیکاری هم، قسمت زیادیاش مربوط به فرهنگ میشه. در مقایسه با خیلی از کشورها (حتی کشورهای شرق اروپا که از بعضی جهات خیلی نزدیک هستن به ما) قضیهٔ «حق» تکثیر (copy right) اصلاً در ایران فهمیده نمیشه (حالا کشورهای مترقیه که قوانین سفت و سخت دارن به کنار). در ایران یک «قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» داریم و یک «قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» که بسیار هم ناقص هستن. بسیاری از قوانینی که اجازهٔ انتشار محدود برخی چیزها با حفظ حق تکثیر رو میدن (مثل «استفادهٔ منصفانه») هم اصلاً در نظام حقوقی ایران جایی ندارن. در همین حال، صفحههای زیادی میتونید پیدا کنید (به زبان انگلیسی) که افراد رو در مورد اقدام حقوقی مقتضی در شرایطی که از وبنوشتشون کپی کاری بشه، راهنمایی میکنن. در این مثال، اشارهای شده به مواردی از اقدامات حقوقی که واقعاً انجام شده.
خیلی جدی نوشتم، و خیلی زیاد! برای دومین نوشته، اصلاً خوب نیست! میخوام اینطوری جمعبندی کنم: وبنوشتهای فارسی زیادی وجود دارن که با نقض حق تکثیر و کلکهای دیگه مشتری جمع میکنن، و محتواشون نهایتاً ارزش چندانی نداره: به هیچ عنوان اصیل نیست، و حتی اگر اون وبنوشت ایجاد نمیشد هم اون محتوا وجود میذاشت. من «این» جنبش وبنوشتهای فارسی رو دوست ندارم. این که (به قول معروف) هر کی از مامانش قهر میکنه میره یک وبلاگ میزنه و هی CTRL+C بعد CTRL+V …!
در پایان، اگر بعد از خوندن این همه چرت و پرت انرژیای دارین، یک سرگرمی پیشنهاد میکنم: برید به فهرست وبنوشتهای به روز شده در بلاگفا و هم عنوانها رو بخونید، هم اگر دوست داشتید یک سطر از مطلب هر کدوم رو تو گوگل جستجو کنید! ببینید از کجا کپی کرده!
تموم شد!
6 دیدگاه تا کنون
پاسخی بنویسید