نوشتهها با برچسب «فوربز»
گوگل
مدتها بود میخواستم راجع به گوگل بنویسم اما تنبلی میکردم. چند روز قبل مطلبی رو در مجله فوربز خوندم که انگیزه شد تا بالاخره این مطلب رو بنویسم. برای شروع، قسمتهایی از پاراگراف اولش مقاله کوئنتین هاردی در فوربز رو با کمی تصرف، ترجمه میکنم:
«روز شما با صدای زنگ گوگل آندروئیدتون شروع میشه. ضمن دویدن به سمت حموم، سر خط خبرها رو از گوگل نیوز میگیرید و به جی-میل هم نگاهی میاندازید؛ قرار اولی امروز جاش عوض شده و جای جدید رو گوگل مپ بهتون نشون میده. صورتجلسهای که توی گوگل داک گذاشته بودید رو سریع اصلاح میکنید و میفرستید به دفتر اصلی شرکت در هند (و برای ترجمه از گوگل ترنسلیت استفاده می کنید). رئیستون میخواد راجع به فعالیتهای کارگروه شما روی یک موضوع نظراتی بده؛ به گوگل گروپ دعوتش میکنید. و هنوز از در خونه بیرون نرفتید!»
این روزها گوگل مثل یک درگاه (به انگلیسی Portal) برای مهمترین کارهای روزمره ما تبدیل شده. شاید در ایران با توجه به این که هنوز خیلی کارها به شکل غیر الکترونیکی انجام میشه و هنوز یکپارچهسازی اطلاعات از طریق اینترنت در حد یک آرزوست، این قضیه کمتر معنا پیدا کنه. اما باید قبول کرد که در خیلی کشورهای دنیا، شما از مرتب کردن مدارک پزشکیتون تا به اشتراک گذاشتن عکسهای سفر و پیدا کردن ساعت پخش فیلم دلخواهتون در سینمای نزدیک منزلتون و چک کردن تغییرات شاخص سهامی که خریدید، همه و همه رو با سادگی زیادی با استفاده از گوگل میتونید انجام بدید. (باور کردنش سخته ولی بیشتر این کارها رو با کمتر از ده کلیک میتونید انجام بدید!)
بیشتر مقالههای دیگهای که راجع به این گسترش گوگل نوشته شدن معمولاً راجع به این تهدید صحبت میکنن که گوگل از هر کدوم از ما اطلاعات خیلی زیادی داره و این خطرناکه! گوگل فقط با بررسی سرچهایی که کردید میتونه بفهمه شما به چه غذایی علاقه دارید، از کدوم شرکت سهام خریدید، یا کجا مسافرت رفته بودید! در واقع، گوگل اساساً یک شرکت تبیلغاتیه که با بررسی همین چیزها، به جای این که یه مشت تبلیغ مختلف و پر از عکس به شما نشون بده، سعی میکنه فقط تبلیغ چیزهایی رو در کنار سرچهای شما به صورت جعبههای متنی ساده نشون بده که واقعاً بهشون علاقه دارید و اون وقته که کلیک کردن شما روی اون تبلیغ مساوی است با واریز شدن پول از حساب سفارشدهنده تبلیغ به حساب گوگل!
ولی من خوندن مقاله فوربز رو توصیه میکنم. بعد از مدتها، یکی از معدود مقالههایی هست که یه کم واقعگرایانهتر حرف میزنه. و به رابطه منطقی بین قدمهای اخیری که گوگل برداشته اشاره میکنه. شاید برای شما هم سوال باشه که یه شرکت تبلیغاتی چه نیازی داره که یه مرورگر رایگان مثل گوگل کروم بسازه، یا تولید یه سیستم عامل مثل Chrome OS رو (اون هم به شکل منبع باز) به عهده بگیره! جواب این سوال در گرو فهمیدن رابطه این پروژهها با پروژه Google Apps هست و … به نظرم بهتره که خود مقاله رو بخونید تا این که من توضیح بدم!
اهمیت دونستن این چیزها در اینه که گوگل مثالی از یه طرز فکر موفقه. کی فکر میکرد دو تا دانشجو که داشتن روی یه ایده جستجوی ساده کار میکردن، تبدیل بشن به دو مالک تجاری عظیم گوگل؟ اگر ما روند پیشرفت اونها رو بدونیم و بفهمیم که چه طور در موقعیتهای مختلف تصمیمگیری کردن، میتونیم یاد بگیریم که در رقابتیترین شرایط چه طور میشه موفق بود. زمانی که ما واقعاً این رو فهمیدیم، میشه مطمئن بود که نحوه تعمیم دادنش به فضای کاری خودمون رو (چه کار اقتصادی، چه کار علمی، چه هر چیز دیگه) میتونید خودمون پیدا کنیم.
مقاله فوربز رو از دست ندید!